[ad_1]

در سال 2019 ، دیزنی چهار نسخه بازسازی شده از آثار کلاسیک محبوب را ارائه داد: علاladالدین، دامبو، شیر شاه، و بانو و ولگرد. نقد و بررسی برای هر چهار فیلم متفاوت بود ، اما عمدتا از “مه ، اشکالی ندارد” تا “چرا این لازم بود؟” در همان سال ، کپکام یکی از محبوب ترین آثار در مجموعه ترسناک بقای طولانی مدت خود را بازسازی کرد و پاسخ عکس گرفت. بررسی های Resident Evil 2 بسیار گسترده بود و طرفداران آن را به عنوان یکی از عناوین برجسته سال معرفی کردند. این داستان جذاب از دو شهر است ، اما بازسازی های سال 2019 فقط یک عالم کوچک از روند بزرگتر است: بازسازی بازی های ویدیویی بهتر از بازسازی فیلم است.

صنعت فیلم عاشق بازسازی املاک قدیمی است. صنعت بازی های ویدیویی (به طور فزاینده) نیز چنین می کند. اما تفاوت زیادی بین نحوه مدیریت خصوصیات دو حوزه تفریحی وجود دارد ، زیرا هر زمان که صنعت فیلم سازی خبر از بازسازی می دهد ، جمعاً غر می زنیم. وقتی سازنده بازی های ویدیویی از بازسازی یک اثر کلاسیک محبوب خبر داد ، ما آماده مهمانی هستیم.

من را اشتباه نگیرید ، گاهی اوقات هالیوود این مسئله را درست می کند ، اما برای همه مرد نامرئی (2020) ، احساس می کنم چندین فیلم داریم فراخوان کل (2012) ، نقطه شکستن (2015) ، بن هور (2016) ، و مومیایی (2017) که کاملاً مسطح می شوند و قادر به گرفتن جادویی نیستند که فیلم های اصلی آنها را خاص ساخته است. چرا این اتفاق می افتد؟ چه چیزی باعث بازسازی بازی های ویدیویی بسیار هیجان انگیز و بازسازی فیلم بسیار آزار دهنده است؟

هر رسانه نقاط قوت و ضعف ذاتی خود را دارد و این تفاوت ها در توسعه محصولات مربوطه تأثیر می گذارد. اول ، بیایید صنعت بازی های ویدیویی را بررسی کنیم. بازی های ویدئویی ، مانند فیلم ، نوعی هنری است که قادر به روایت داستان های قدرتمند است. با این حال ، برخلاف فیلم ، بازی های ویدیویی نیز یک فناوری است. و فناوری ها دائماً متحول می شوند. این بدان معنی است که بسیاری از توسعه دهندگان بازی در تلاشند تجربه های کاملاً جدیدی را خلق کنند که فقط چند سال قبل امکان پذیر نبود. این صنعت بر اساس مفهوم تکرار مداوم ساخته شده است.

من سعی نمی کنم بگویم ساخت فیلم آسان است یا فرم تکامل نیافته است. من فقط می گویم ساختن بازی به نوعی حل کردن یک سری مشکلات منطقی است. برای ساخت بازی ها ، توسعه دهندگان اغلب مجبورند که خلاقانه فکر کنند و ابزارهایی را توسعه دهند که قبلاً وجود نداشته اند. من در طول سال ها با صدها سازنده بازی مصاحبه کرده ام و آنها اغلب هنگام تأمل در خلاقیت هایشان ، همین حرف ها را می زنند. آنها هیچ ایده ای نداشتند که چگونه بسیاری از مشکلاتی را که هنگام شروع پروژه با آن روبرو شده اند حل می کنند. صنعت بازی های ویدیویی وسواس زیادی در ساخت چیزهای جدید دارد.

البته ، همه بازی ها نوآورانه احساس نمی کنند ، اما توسعه دهندگان خواستن نوآور باشید و این عنصر مهم است. وقتی سازنده ای مانند Capcom تجربه ای مانند Resident Evil 2 را از نو تولید می کند ، تیم می داند که آنها نمی توانند به همان ترفندهایی که در سال 1998 کار کرده اعتماد کنند ، زیرا بسیاری از فناوری هایی که در سال 1998 کار می کردند منسوخ شده اند. می توانید بگویید ، برای اینکه امروز یک بازی عالی بسازید ، باید پیش بینی کنید که بازی فردا برای شما هیجان انگیز است.

حالا ، ممکن است فکر کنید من می خواهم بگویم که صنعت فیلم نوآورانه نیست ، اما این واقعاً درست نیست. البته فیلم ها می توانند نوآورانه باشند. اما فیلم ها یک فناوری نیستند. آنها یک رسانه قصه گویی هستند و این یک تفاوت بزرگ است. تکنیک های قصه گویی که امروزه به خوبی کار می کنند ، بسیاری از همان تکنیک های تولید شده در دهه های گذشته است. داستان سرایی آسان نیست. این یک شکل هنری است ، اما برای اینکه در آن شکل هنری مهارت داشته باشید ، باید دانشجوی روشهایی باشید که قبلاً خوب کار کرده اند. می توانید بگویید: برای اینکه امروز یک فیلم عالی بسازید ، باید ببینید چه چیزی دیروز عالی بود. در واقع ، برخی از بهترین فیلمسازان امروزی فقط عناصر فیلم های محبوب گذشته را بازسازی می کنند ، اما در اینجا نیز گرفتار شدن در یک دام آسان است. هالیوود انتقادات زیادی را به دلیل اعتماد بیش از حد به خواص مستقر و جبران دوباره داستان های مشابه بارها و بارها دریافت کرده است. در حقیقت ، بسیاری از بازسازی های فیلم با بودجه کلان به طرز شگفت انگیزی به نسخه اصلی خود شباهت دارند. بازسازی سال 1998 روانی بازسازی شات برای شات از فیلم کلاسیک آلفرد هیچکاک بود و با انتقاداتی روبرو شد.

سازندگان بازی نمی توانند بازسازی های شات به شات را انجام دهند ، زیرا چه فایده ای دارد؟ آنها باید چیز جدیدی بسازند. حتی بازسازی هایی مانند نسخه PS5 بازی Demon’s Souls که یک لباس فرم بصری است و گیم پلی بازی را دست نخورده باقی می گذارد ، باز هم چیز جدیدی را به جدول می آورد. Demon’s Souls یک بازی عالی است و تصاویر جدید به فضای قدرتمند بازی اضافه می کنند.

من می دانم که همه اینها کمی کاهش دهنده است ، اما معتقدم که بازسازی های بازی های ویدیویی ، به طور کلی ، محصولات بهتری نسبت به بیشتر بازسازی های فیلم هستند. همین امسال شاهد انتشار چندین بازسازی عالی بودیم. Square Enix’s Final Fantasy VII Remake ، که به ما اجازه می دهد یک دنیای فانتزی محبوب را مرور کنیم. سیستم نبرد فعال دوباره طراحی شده Final Fantasy VII بسیار سرگرم کننده بود و عمل را درگیر خود می کرد. Black Mesa از Crowbar Collective ، بازسازی طرفداران اولین Half-Life ، به عنوان یک نسخه بصری ساده برای تیرانداز سال 1998 آغاز شد ، اما استفاده هوشمندانه تیم از داستان سرایی های محیطی باعث گسترش داستان های این سری شد. آخرین بازی Black Mesa نیز کاملاً جدید و پر از ایده های بسیار هیجان انگیز است که تقریباً مانند یک دنباله مینیاتوری احساس می شود. حتی Resident Evil 3 Capcom که در مقایسه با Resident Evil 2 سال گذشته رنگ پریده است ، هنوز هم پر است از مجموعه های اکشن هیجان انگیز و برخوردهای پرتنش هیولا ، که هرگز در بازی اصلی ممکن نبود. این بازی ها همه موفقیت آمیز بودند زیرا چیز جدیدی را در تجربه به ارمغان آوردند.

به راحتی می توان بدگویی کرد و گفت که مشکل واقعی هالیوود این است که تنها چیزی که به آن اهمیت می دهد پول است و استودیوهای فیلم سازی به سادگی مشغول استخراج امتیازهای محبوب هستند تا نتیجه کار خود را ارائه دهند ، اما من فکر می کنم مشکل از این پیچیده تر است. بازسازی می تواند آثار هنری عالی باشد. هفت باشکوه بازسازی شده است هفت سامورایی، و هر دو فیلم کلاسیک ضد گلوله هستند. بازسازی یک فیلم دوست داشتنی که باعث خدشه دار شدن فیلم اصلی نشود ، ممکن است. شاید فقط سازندگان فیلم باید در آینده کمی بیشتر شبیه سازندگان بازی باشند.

[ad_2]
#بازسازی #بازی #های #ویدیویی #بهتر #از #بازسازی #فیلم #است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *