ایکنفل یک مکتب جادویی در حالت به ظاهر طبیعی خود است: خطر. دانش آموزان ناپدید شده اند ، درختان عجیبی در حال برداشت هستند و سایر ناهنجاری های جادویی زمین را آزار می دهد. شما به عنوان ماریت ، خواهر غیر جادویی و در عین حال نگران یکی از دانش آموزان Ikenfell ، سفری را در این ماجراجویی پیکسلی 2D RPG آغاز می کنید تا او ، مدرسه و شاید کل جهان را نجات دهید. تعدادی از ایده های جالب در داستان و جنگ Ikenfell را به یک چشم انداز جذاب تبدیل می کند ، اما از آنجا که برخی از آنها در اجرا قوی تر از دیگران هستند ، در نهایت این یک سفر با بیش از چند دست انداز در جاده است.

با شروع بازی ، ماریت به لطف وقایع جادویی عجیب و غریب تقریباً بلافاصله به توانایی های pyromantic فوق العاده دست می یابد. در واقع با پیام غیرمجاز بودن برای قهرمانی بودن ، که از همان ابتدا جنب و جوش را از بین می برد ، کمی مغایرت دارد. البته این خودپسندی در متن داستان منطقی است و یکی از اولین رمز و رازهای بازی را بیان می کند. انواع جدیدی از جادوها رو به رشد است و حتی برخی از کسانی که قبلاً هیچ قدرت جادویی نداشتند ، ناگهان خود را در معرض جادوی اساسی می بینند. ماریت می تواند با استفاده از قدرت آتش جدید خود ، دشمنان جادویی مختلف Ikenfell را در نبردهای شبکه ایزومتریک مبتنی بر نوبت ، با کمی پیچ و تاب به دست آورد.

Ikenfell در Nintendo Switch اسیر شد
Ikenfell در Nintendo Switch اسیر شد

گالری

Combat قسمت نسبتاً بزرگی از بازی است و بیشتر مبتنی بر نوبت است. نوبت ها بین یک مرحله حرکت تقسیم می شوند ، جایی که تیم خود را در میدان نبرد قرار می دهید و سپس یک مرحله حمله که در آن گزینه های جنگی را انتخاب می کنید که دامنه و آسیب منحصر به فرد خود را دارند ، و گاهی اوقات اثرات اضافه می شوند. با شروع حملات اساسی خواهید داشت که به یک دشمن در مقابل شبکه آسیب متوسط ​​می رساند. با کسب سطح ، اعضای حزب اضافه می شوند و قفل حرکت باز می شود ، استراتژی ها و سبک های بیشتری باز می شوند.

این استراتژی کاملاً انعطاف پذیر می شود زیرا هیچ دو حرکت اعضای حزب یکسان نیست. هر کدام از آنها مجموعه مهارت های خاص خود را دارند که متناسب با شخصیت آنها است. ویلدر الكتریكی تكانشی می تواند به سرعت از راه دور و خارج از خطر دور شود ، در حالی كه كیمیاگر ترسو دامنه محدودی دارد و در بهبودی یا سموم بهترین نتیجه را می دهد. حتی اگر سرانجام دیدم که در مهمانی سه نفری که ترجیح می دهم مستقر شده ام ، اما بازهم خودم را با استفاده از انتخاب کامل حرکات آنها در نبردهای مختلف دیدم. این به لطف طیف گسترده ای از دشمنان است که به طرق مختلف می توان به همه آنها رسید. به عنوان مثال تمایل داشتم که از جادوهای سم و بازسازی در جنگهای طولانی علیه دشمنان بالای HP استفاده کنم ، نه اینکه آنها را با آسیب مستقیم بمباران کنم. برای ضربات سنگین ، من الگوی حمله آنها را یادداشت می کنم و خدمه خود را بر این اساس موقعیت می دهم ، که این حملات عملی را تغییر می دهد. مکانیک ساده است اما ملاحظات و فرصتهای کافی استراتژیک را در اختیار دارد تا با گذشت زمان نسبتاً تازه بماند.

پیچ و تاب جنگ ها این است که ، گرچه به نوبه خود مبتنی هستند ، آنها از عناصر زمان بندی شده استفاده می کنند. هر حمله و حتی هر مانور دفاعی انیمیشن و زمان بندی خاص خود را خواهد داشت. علی رغم اینکه هنر پیکسل نسبتاً ساده ای است ، برخی از اینها بسیار زیبا و پر از شخصیت هستند. زدن به موقع دکمه همراه با انیمیشن و صدا میزان موفقیت شما در حملات را مشخص می کند. برخی ممکن است آسیب بیشتری وارد کنند ، در حالی که برخی دیگر ممکن است برای تحمیل اثرات وضعیتی به زمان مناسب نیاز داشته باشند. هنگام دفاع ، تنظیم دکمه فشار دادن روی بلوک آسیب شما را کاهش می دهد.

در ابتدا ، من واقعاً از این سیستم لذت می بردم. در حالی که نبردهای اولیه آسان بود ، اما داشتن چیزی برای تقویت من احساس تسلط بر جنگ را ایجاد می کرد. به موقع رسیدن به چیزی درست احساس خوبی می کند ، تقریباً مانند اینکه در آخرین لحظه طلسم زدن مچ دست خود را تکان می دهید یا در لحظه حساس برای دفاع دفاع می کنید. همچنین باعث می شود طلسم هایی که به طور مداوم در آن مهارت دارید ، مانند خودتان احساس کنید ، مانند اینکه تمرین شما نتیجه داده است. با این حال ، زمانبندی اشتباهی ناامیدکننده است و با حملات مختلف از هر دو طرف برای یادگیری ، درست کردن آن به طور مداوم می تواند مشکل باشد. عناصر زمانبندی به این معنی است که شما همیشه باید از آنچه در میدان جنگ اتفاق می افتد آگاه باشید و عدم توانایی مکث در هنگام نبردها به سطح بالایی از کوشش احتیاج دارید.

تأثیر موفقیت در زمان سنجی بسیار زیاد است ، و این باعث می شود که مقداری دو طرفه باشد که عدم موفقیت در آنها می تواند به همان اندازه که موفقیت به نفع شما باشد ، علیه شما نیز موثر باشد. مکانیک کلاچ ، که به شما امکان می دهد از یک ضربه مهلک در دفاع موفقیت آمیز جان سالم به در ببرید ، به معنای واقعی تفاوت آن در زندگی و مرگ است. همانطور که بیشتر به بازی ادامه می دادم ، در پایان گزینه را در حالت نیمه اتوماتیک عوض کردم و کمی آزادی عمل به من داد و من آن را ترجیح دادم. این تغییر باعث از بین رفتن برخی احساسات غیرعادلانه احساسات ناشی از زمان بندی می شود که قسم می خورم خود را میخکوب کرده ام و من را ترغیب می کند بدون ترس از از دست دادن کاملاً آزمایش کنم. شما همچنین می توانید آن را کاملاً خاموش کنید ، و گرچه من این گزینه را ترجیح نمی دادم ، اما این مهم است که باید جنگ ها را بیشتر در دسترس قرار دهید.

در کنار مبارزه ، معماهایی نیز برای حل وجود دارد. اکثر آنها از نظر استاندارد کاملاً استاندارد هستند ، زیرا شما ممکن است لازم باشد یک سری سوئیچ را حرکت دهید ، سنگ ها را به اطراف فشار دهید یا موارد خاصی را جمع کنید. آنها معمولاً به اندازه کافی چالش برانگیز هستند تا شما را وادار به فکر کنند بدون اینکه شما را گیر بیاندازند ، و یک وقفه خوب بین نبردها را ایجاد می کنند. با این حال ، برخی فقط احساس می کنند هدف دار و مبهم است. یک بار مجبور شدم به دنبال کتاب در کتابخانه باشم و در نهایت با همه قفسه ها ارتباط برقرار کردم تا زمانی که آنها را پیدا کردم – به نظر نمی رسد که یک نشانگر یا استراتژی برای کمک باشد. بعضی اوقات مسیرهای نامرئی وجود دارد که علائم کمی برای آنها وجود دارد غیر از “من حدس می زنم فقط از این دیوار عبور می کنم.” به این ترتیب ، گاهی اوقات Ikenfell می تواند به همان اندازه گیج کننده و گیج کننده احساس کند.

جنگ و پازل در سراسر محوطه مدرسه و مناطق اطراف آن در Ikenfell برگزار می شود. هر منطقه تم های دوست داشتنی خاص خود را دارد که متناسب با محیط است. موسیقی نبرد تمایل به تغییر ندارد ، و با ورود به بسیاری از این موارد ، تکرار می شود – به جز وقتی که برای نمایش شخصیت ها و اهداف آنها به چند آهنگ با صدای خاص تبدیل می شود. متأسفانه ، این موارد خیلی خوب نیستند و وقتی اتفاق می افتد در اواسط بازی بسیار باورنکردنی هستند. من اغلب در این بخشها می دیدم که صدا را کم می کنم.

هیچ عنوان ارائه نشده است

داستان از شما این است که وقتی می خواهید خواهرتان را پیدا کنید و در مورد آنچه اتفاق می افتد ، به جستجوی زندانهای مختلف در قالب کلاس ، خوابگاه ، کتابخانه و موارد دیگر بپردازید. تمام مناطق مختلف زمینه های جدید ، دشمنان و معماهایی را برای حل ارائه می دهند. احساس می کنم هر وقت از یک مکان دلزده می شدم ، Ikenfell مرا با موقعیت جدیدی از فرصت های اکتشافی روبرو می کرد. این تنوع بسیار دوست داشتنی است اما همچنین احساس “متاسفم ، پرنسس شما در قلعه دیگری است” احساس می کند ، جایی که من همیشه فکر می کردم داستان نزدیک به پایان است اما ادامه دارد. به طور طبیعی ، این گاهی اوقات احساس خستگی می کرد. تغذیه قطره ای از روند داستان در بعضی مواقع به کندی و بدون پاداش برای مشکلات شما پیش می رود.

خود داستان فقط نوعی عجیب است. این قطعاً یک تقلید مسخره آمیز از هری پاتر است ، هرچند که تا حدی تغییر جنسیت داده می شود و متغیر است. اما همان سوراخ های طرح که سالن هاگوارتز را آزار می دهد ، هنوز هم در اینجا وجود دارد. دانش آموزان به نوعی معلمان قدرتمند یا گاهی بیشتر از معلمان هستند و آنچه را بعنوان شاهکارهای خارق العاده سحر توصیف می کنند ، درگیر می کنند. معلمان به آنها اجازه می دهند و به نظر نمی رسد ، علی رغم خطراتی که در پایان جهان وجود دارد ، تمایل به کمک خاص دارند. ممکن است به عنوان تکون دادن شوخ طبعی در نظر گرفته شوند ، اما در واقع ناسازگار هستند.

با وجود این ، Ikenfell برداشت های جالبی دارد. این مورد نوع عوارض اعمال یک گروه قهرمان خوب را انجام می دهد ، برخلاف این سه نفر هری پاتر ، قرار است مدرسه ای بپردازد. در مورد افرادی که بخاطر اعمال گستاخانه خود صدمه می بینند چطور؟ این نوع خطر دائمی چه میزان استرس را برای تمام کسانی که قصد مراقبت از این دانش آموزان را دارند تحمیل می کند؟ دنیای فانتزی واقعاً مترقی ، مثبت و منفی مانند این حتی به چه شکل است؟ و اینکه به عنوان یک فرد عادی از این دنیای جادویی کنار گذاشته می شوید چه حسی دارد؟ برخی از ایده های کشف نشده در مورد این تخیل جادویی وجود دارد که سزاوار مشاهده است و Ikenfell تمام تلاش خود را می کند.

Ikenfell به من احساس كرد كه می خواهد واقعاً به این موضوعات مهم اهمیت دهد ، اما هیچ كاری برای كشف آنها ندارد.

متأسفانه ، اعدام در برخی مواقع با وجود احساس ناچاری مجبور می شود. برای یک بازی همه چیز در مورد مراقبت از یکدیگر ، تنها کاری که شما می توانید انجام دهید این است که با چیزها مبارزه کنید و از بین ببرید. چند بار شخصیت ها حتی پس از اینکه داستان به وضوح به ما نشان داد که آنها هستند و بیشتر شخصیت های دیگر به همان جنسیت جذب می شوند ، جمله هایی مانند “من خیلی همجنسگرا هستم” را می گویند. چرا همجنسگرا بودن در این دنیا معامله بزرگی است؟ آیا ظلم کوئری وجود داشت؟ با فرهنگ اینترنت کویر کاملاً رسیده است اما هیچ لنگرگاه واقعی در دنیای خیال ندارد. این باعث می شود که به جای یک نمایش معتبر از افراد واقعی ، به عنوان یک فکر بعدی مورد توجه قرار بگیریم.

Ikenfell به من احساس كرد كه می خواهد واقعاً به این موضوعات مهم اهمیت دهد ، اما هیچ كاری برای كشف آنها ندارد. شخصیت ها گاهی اوقات دیوارهای چهارم را به روش های عجیب و غریب می شکنند تا این ایده آل ها را آباژور بزنند ، اما بدون زمینه و ارتباط ، اغلب احساس می شود که آنها به جای نمایش واقعی ، کفش دار هستند. من می توانم قلب تپنده نیت ها و ایده های خوب را ببینم ، اما آنها در نهایت احساس له شدن می کنند.

Ikenfell یک بازی نیت خیر است. استفاده از نبردهای RPG با گزینه های کافی رضایت بخش و جالب توجه است ، هم با تغییراتی در شخصیت و استراتژی در بازی و هم مستقیماً در داخل تنظیمات ، تا بتوانید آن را مطابق با تنظیمات خود تنظیم کنید. فقط کمی به خود ادامه می دهد بدون اینکه احساس کند تا لحظه های آخر اتفاق خاصی افتاده است. تنوع خوب و پر جنب و جوش های مفید دنیای کمی دوست داشتنی را برای کاوش و صرفه جویی ارائه می دهد. فقط مشکلات کافی در داستان و اجرا وجود دارد که وقتی می خواهم احساس غوطه ور شدن کنم ، بسیار شگفت آور است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *