در بازی ها معمول است که مرگ کشف نشده است. وقتی از آن به عنوان وسیله ای داستانی برای ایجاد انگیزه در شخصیت های زنده استفاده نمی شود ، به عنوان وثیقه مکانیکی یک بازی کنار گذاشته می شود و در نتیجه اثرات عملکرد شما کمی بازجویی می شود. من مردم چنین چیزی نیست شما نه تنها به عنوان یک قهرمان داستان که اخیراً درگذشته است بازی می کنید ، بلکه داستان گرم و خوشامدانه آن به بررسی مفهوم ترک یک میراث – هرچند بزرگ یا کوچک – در مورد افرادی که مدت زمان کوتاه خود را با آنها زندگی می کنید ، می پردازد.

با بازی به عنوان سرپرست موزه سابق موریس لوپتون و راهنمایی توسط سگ حیوان خانگی به همان اندازه مرده اش ، اسپارکی ، شما در جستجوی متولی جدید برای حل و فصل آرامش به جستجو در تاریخ اخیر جزیره خیالی شلمرستون می پردازید. آتشفشان خاموش این جزیره توسط روحیه رو به زوال یک ساکن سابق ، از بین رفته و لوپتون را مجبور به جستجوی جایگزینی از تعداد دیگری از ساکنان شلمرستون می کند که اخیراً خود را در زندگی پس از مرگ پیدا کرده اند. با توانایی کاوش در برخی از مکانهای دیدنی جزیره و تعامل با اشیا in به روشهای منحصر به فرد طیفی ، به آرامی از تاریخ جزیره و لمس پرچم های برخی از ساکنان آن خارج می شوید.

هیچ عنوان ارائه نشده است

گالری

قبل از اینکه بتوانید از یک شبح مقیم دوست بپرسید که آیا آنها وظیفه مراقبت از شلمرستون را دارند ، ابتدا باید در مورد تأثیر ماندگار آنها بر روی کسانی که هنوز زنده هستند یاد بگیرید. این در سطوح مشخصی مشاهده می شود که در آن شما داستان های هر شخصیت را از دریچه کسانی که آنها را به یاد می آورند کاوش می کنید. پیروان متدین یک مربی یوگا که در یک فانوس دریایی تغییر مکان می یابند ، ماهیت آرام رهبر فقید آنها را یادآوری می کنند ، رابطه پیچیده او با ضربه قبلی و اینکه چگونه او به دنبال دستیابی به آرامش درونی است ، رنگ آمیزی می کند. داستان دیگری که در شهر بندر شلوغ جزیره برگزار می شود ، حکایت از شکوفایی عاشقانه ای بین دو جوان است که هر دو هنگام جدا شدن چیزهای بیشتری در مورد خود کشف کردند ، که روابط دوباره آنها را دوباره بهم پیوند داد. این داستان ها به شما کمک می کند تا قبل از ملاقات با متولیان احتمالی مراقبت کنید ، و تمام زمینه لازم را برای درک تصمیم آنها در مورد پذیرش یا رد سمت سرپرستی جزیره فراهم می کند.

این مراحل دارای پنج خاطره برای یادآوری است که هر یک از آنها را با آوردن تصاویر فوکوس مانند چگونگی پیچ خوردن کالیدوسکوپ حل می کنید. این یک روش ساده اما م ofثر برای فرم دادن به داستان هایی است که درباره عملکردهای شما تعریف می شوند ، در عین حال به شخصیت هایی که نمی توانید به صراحت در قالب طیفی خود با آنها تعامل داشته باشید ، زندگی می کند. هر یک از این خاطرات یادآور یادآوری هایی است که شما باید پیدا کنید تا بتوانید مقیم متوفی را که متعلق به آن هستید پیدا کنید و هر مرحله مشخص را به یک نوع گنج یابی تبدیل کنید.

من مرده ام سفری کوتاه به یک جزیره مجزا و زرق و برق دار است ، با قصه های شخصی که حکایت های غم انگیز و داستان های دلچسب عشق را متعادل می کند.

به عنوان یک روح ، می توانید اشیا around اطراف خود را به روشی منحصر به فرد بازرسی کنید: با برش دادن هندسه آن ، لایه های لایه آن را جدا کرده و داخل کار خود قرار دهید. به عنوان مثال ، می توانید یک کشتی بزرگ متصل را بزرگنمایی کنید تا یک کارخانه آبجوسازی موجود در آن نمایان شود ، که می توان بیشتر در آن حفاری کرد تا محتوای قفسه ها را بر روی دیوارها یا عکس های آن آشکار کند. بزرگنمایی در اشیا یادآور هندسه کلیپ است ، با این تفاوت که از آن به عنوان مکانیک گیم پلی استفاده می شود و برخلاف اشکال بصری نیست. توانایی بازرسی اشیا و هر لایه سطح مقطع آنها راهی جالب برای جستجوی اشیا described توصیف شده در هر حافظه است ، به ویژه هنگامی که منجر به کشفیات شگفت آور شود. به عنوان مثال ، بررسی یک سوراخ به ظاهر غیر جالب ، شبکه ای از گوزن های روباه را که در زیر یک پارک چمن پنهان شده بودند ، نشان داد ، که نشان می دهد چگونه زندگی در سطح بالای و زیر سطح آن با هماهنگی جاهلانه ادامه دارد.

یافتن یادگارهایی که برای پیشرفت لازم دارید ، به ندرت چالش برانگیز است ، که همگام با آرامش و آرامش داستان من مرده ام. آنها معمولاً دقیقاً همان جاهایی هستند که در خاطرات مربوط به آنها توصیف می شوند یا در غیر این صورت در نزدیکی کاراکترهایی هستند که داستان ها را به یاد می آورند ، و باعث می شود شکارهای گنج به جای یک معمای مالیات ، نتیجه گیری بیشتری برای هر عکس باشد. گرچه سرراست و مورد استقبال قرار می گیرد ، اما عدم تکامل از یک مرحله به مرحله دیگر باعث می شود که شکار هر شی جدید کمی کمتر از مرحله آخر باشد. نواحی جدیدی که می توانید کشف کنید ، حیرت خود را از طریق ساخت آنها ایجاد می کند ، اما نمی توان از هر نوع پوشش پنجره چشم پوشی کرد وقتی که اهداف اصلی شما را مجبور نمی کند حتی به طور خلاصه آنها را کشف کنید.

در هر مرحله اهداف اختیاری وجود دارد که حل آنها کمی بیشتر به کار می رود. همراه سگ شما هنگامی که نارنجک ها – روحیه های کوچک و پراکنده – در این نزدیکی هستند سیگنال می دهد و یافتن آنها نیاز به رمزگشایی یک سرنخ بصری مبهم دارد. این سرنخ ها نمایشی دوبعدی از سطح مقطع جسمی در نزدیکی شما هستند و به شما وظیفه می دهند نه تنها تعیین کنید که کدام یک را بزرگتر کنید بلکه هندسه آن را به شکلی منطبق کنید. من مرده ام به اندازه کافی می بخشد که هرچه به حل معما نزدیک شوید ، بیشتر سعی می کند خود را با هدف نهایی هماهنگ کند و از هرگونه ناامیدی احتمالی در راستای تراز کردن یک شی خاص کاملاً منطبق با سرنخ جلوگیری کند. اما جوایز حل این معماها چیزی بیشتر از چک لیست در هر مرحله نیست ، که در مقایسه با تلاشی که انجام می دهد ناامیدکننده است ، حتی اگر این تنها چالشی باشد که I Am Dead ارائه می دهد.

اگرچه نحوه حرکت شما از مرحله به مرحله در “من مرده ام” سرانجام مقداری بخار از دست می دهد ، اما مردم محلی هرگز ناامید نمی شوند. از فانوس دریایی چند طبقه گرفته تا یک اردوگاه کم نور ، هر یک از مراحل درمانی یک چشم نوازی است. آبرنگ های شگفت انگیزی که از تپه های آرام شلمرستون شسته می شوند ، رنگ های آبی جذاب اقیانوس های اطراف آن را تکمیل می کنند و غروب آفتاب گرم نارنجی را نشان می دهد که از عصرها در قسمت های بعدی داستان استقبال می کند. این رنگ های تند به خوبی با طرح های عجیب ساکنان شلمرسون کار می کند ، آنها که متقاعد شده اند که شترها کارهای داستانی هستند اما به نظر نمی رسد با سیب سر یا دریانوردان ماهی دوپا چشم شهروندان را بگیرند. من مرده ام هرگز به دنبال توضیح چگونگی پیدایش این شخصیت ها نیستم ، بلکه همچنین آنها را به گونه ای ارائه می دهد که با ماهیت تقریباً افسانه ای جزیره مطابقت داشته باشد و همه را به شکلی یکپارچه و به طرز دوست داشتنی جا دهد.

من مرده ام سفری کوتاه به یک جزیره مجزا و زرق و برق دار است ، با قصه های شخصی که حکایت های غم انگیز و داستان های دلچسب عشق را متعادل می کند. این داستان های کوچک ، ساکنان شلمرستون را به طرز قوی توصیف می کند و به شما دلیل می دهد تا از تاریخ سرزمین مراقبت کنید زیرا وسیله ای برای اطمینان از آینده آن را دنبال می کنید. اما از طریق داستان های خود ، مرگ را با نگاهی متفاوت ، با تمرکز بر راه هایی که شخصیت های آن به جای عزاداری در عزاداری ، بر اطرافیان تأثیر مثبت داشته اند ، بررسی می کند. حتی اگر گیم پلی شکار گنج زمینه ساز پیشرفت روایت فراتر از آغاز ساده آن نباشد ، دشوار است که شخصیت های رنگارنگ و داستان های جذاب I Am Dead شما را مجذوب خود نکنند و با لبخند بر لب از فرار به شلمرستون دور شوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *