[ad_1]

Medal of Honor: Above and Beyond یک تجربه VR است که ریشه در زندگی واقعی تاریخ جنگ جهانی دوم دارد. غوطه وری و بسیار تعاملی ، این بازی به تنهایی تجربه لذت بخشی است ، اما آنچه ممکن است بسیاری از آن ندانند این است که تأثیر آن برای جانبازان چقدر مثبت است و چراغ صادقانه ای بر تاریخ آمریکا می تاباند.

برای کسانی که ممکن است ندانند ، تجربه افتخار مدال افتخار VR از Respawn Entertainment به بازیکنان این امکان را می دهد تا در یک مکان نابود شده در اروپا به عنوان نماینده دفتر خدمات استراتژیک در جنگ جهانی دوم بازی کنند. این یک تجربه چند نفره لذت بخش را در کنار یک مبارزات تک نفره کاملا خیره کننده ارائه می دهد که نمایشی صادقانه از آن لحظات جنگ است که اغلب مورد کاوش قرار نمی گیرند. سکوت قبل از مأموریت ، درک این نکته که “ما در جنگ هستیم” که بسیاری از سربازان در لحظه های واقعیت و خارج از آن احساس می کنند – حتی رفاقت آسانی که همراه با شناختن فردی است که در کنار شما قرار دارد ، با جان خود از شما دفاع می کند ، حتی اگر گاهی اوقات قیمت فقط همین است.

من اخیراً با مدیر بازی Peter Hirschmann به گفتگو نشسته ام تا پس از بازی در کمپین و برخی از PvP ، درباره بازی بیشتر بدانم. به عنوان یک پیشکسوت خودم ، شنیدن اینکه چگونه تیم برای پیشکسوتان و داستان های آنها “بالاتر و فراتر از آن” پیش می رود ، در عین حال ارائه تجارب معنادار برای آموزش بدون عاشقانه سازی معنای بیش از آنچه که بسیاری از مردم می دانند است.

برای بازیکنان ، آنها فقط یک بازی نمی گیرند ، آنها همچنین یک تجربه مستند با فیلم های کوتاه عمیق دارند که در داستان های دامپزشکان واقعی جنگ جهانی دوم غواصی می کنند ، و آنها را به مکان هایی که بیشترین تأثیر را بر آنها داشته اند ، برمی گردانند ، و گوش دادن به گوش داستان های آنها. با گالری ، بازیکنان می توانند بیش از 90 دقیقه از تجربه واقعی هشت جانباز زنده مانده از جنگ جهانی دوم را باز کنند. قفل یک مأموریت ، باز کردن یک قطعه واقعی از تاریخ ، ساخت Above and Beyond از لحاظ احساسی خام و فراتر از یک بازی.

این کارگردان به ما می گوید: “جوانترین دامپزشک جنگی از جنگ جهانی دوم در دهه نود سالگی است” این ایده را که عقاید دست اول آنچه واقعاً اتفاق افتاده است دورتر و دورتر می کند ، به خانه می برد. “کوچکترین در سن نود سالگی است. این بدان معناست که آنها نوجوان بودند. گیل ، که یکی از بچه های آینده ماست ، 19 ساله بود. او یک کودک 19 ساله بود که روی یک تانک بود.

“گیل یک داستان شگفت انگیز در مورد عبور از کوههای هرز با یک تانک چفی تعریف می کند. او در عقب است و این پسر کوچک می پرد بیرون و کاروان را متوقف می کند و درخواست کمک می کند. آنها باید به او بگویند ، نه ، ما نمی توانیم تو با ما هستی. ما به یک نبرد می رویم. ما به شهر بعدی می رویم. شما باید در اینجا بمانید. کسی به زودی همراه خواهد شد. “آنها رانده می شوند و گیل در مورد ظاهر فراموش شده فراموش شده در چهره این پسر کوچک صحبت می کند ، درست در کنار جاده ایستاده بود که همه آنها سر و صدا کردند. ”

با شنیدن داستان گیل بود که تیم متوجه شد که اگر بتوانند گیل را به آن مکان برگردانند ، توانایی شگفت انگیز تحصیل و تعطیلی وجود دارد. 93 ساله بود ، نگرانی هایی وجود داشت ، اما سازمان Honor Flight با رضایت خود کهنه سربازان و با بیشترین مراقبت ، به این واقعیت کمک کرد. تیم با اطمینان از راحت بودن ، مراقبت و ایمن بودن همه افراد درگیر یکی از سفرهای زیادی شد که در کل این فرایند به Above and Beyond پیوند داشت.

برای گیل ، این اردوگاه به اردوگاهی برمی گشت که وی در 19 سالگی آزاد کرد ، مکانی که تا زمان تولید این مستند هرگز به آنجا بازنگشت. این تیم جانبازان زنده مانده دیگری را نیز به مکان های آشنا منتقل کرد و به هر یک از آنها فرصتی داده شد تا داستان خود را به روش خود و در زمان خود بیان کنند. حتی گاهی اوقات به آنها فرصتی می دهید تا برای اولین بار داستانهایشان را برای بستن اعضای خانواده تعریف کنند.

این مستند داستان های فوق العاده قدرتمندی را در خود جای داده است. داستان هایی که دوستی را نشان می دهد که جنگ را تحمل می کند (و به دلیل آن شکل می گیرد) ، خسارات ناشی از آن و طرفی که اغلب در رسانه های جریان اصلی دیده نمی شود: طرف انسانی. خطر آرامتر ، لحظه های تأمل و بخشهایی از تاریخ که واقعیت بسیار نزدیک بسیاری است که هنوز با ما هستند.

یک داستان در اطراف دیوید قرار دارد و او را به لحظه ای از زمان بازگشت که بهترین دوست خود سمیتی را از دست داد. پس از بازگشت به آن نقطه ، وی با خانواده سمیتی دیدار کرد تا به قولی که هنگام ورود این دو با هم وارد جنگ شده احترام بگذارد ، قول دیدار با خانواده دیگر در صورت سقوط یکی از آنها. دیوید با خانواده اش ملاقات کرد و داستان آنها را به شکلی باورنکردنی فراتر از کلمات برای آنها تعریف کرد.

https://www.youtube.com/watch؟v=MOm5_xlVOOk

“وقتی آنها به آنجا رسیدند ، مادر كه در آنجا زندگی می كند به او گفت:” دیوید ، این كلاهی است كه من برای تو درست كرده ام. “در طول بقیه زمان ما ، او هرگز آن را بر نمی دارد. این کلاه حصیری بود كه هیرشمن با خونسردی می گوید: “او خودش را بافته و او همیشه آن را از بین می برد. خیلی جالب است. بعد او را به خانه خود دعوت می کنند و صحبت کردن در مورد من برای من سخت است.” دیوید ، که “خنده دارترین مردی است که من تاکنون ملاقات کرده ام” ، همچنان داستان خود و دوستی خود را با اسمیتی به اشتراک گذاشت ، جایی که در نهایت آنها قبر دوستش را پیدا کردند. به دلیل احترام ، تیم عقب ایستاد و یک لحظه از او را خلوت کرد زیرا دیوید برای اولین بار در دهه های گذشته با اسمیت صحبت کرد و تصویر والدین اسمیتی را روی قبر گذاشت و خداحافظی کرد.

این عکس به ویژه مهم بود زیرا خانواده سمیتی هرگز به مزار نرفتند. “مادر بیش از حد پریشان بود. آنها هرگز نیامدند زیرا در آن زمان خانواده ها انتخاب كرده بودند كه بگذارند عزیزانشان را در اروپا دفن كنند و آنها را در اروپا برگردانند ؛ یا یكی از گورستانهای بزرگ هلند یا نرماندی ، یا آنها را برگردانند و به آنها بازگردانند. مادر سمیتی چنان ویران شده بود که وقتی زمان تصمیم گیری فرا رسید ، پدر سمیتی چنین بود: “نه ، فقط بگذارید در هلند استراحت کند.” مادر تا آخر عمر دلش شکسته بود. بنابراین برای اینکه دیوید به آن مکان قبر برود و عکس پدر و مادر را بگذارد ، منظورم این است که خدا ، گفتن آن سخت است. “

این تیم سپس 360 درجه سنگ قبر را شلیک کرد و به بینندگان این فرصت را داد تا لحظه ای از تعطیل شدن با دیوید را ببینند ، و بخشی از آن برای احترام به شیوه ای قدرتمند باشند. همانطور که گفته شد ، مهمترین هدف تیم به دست آوردن حقیقت احساسی این داستانها بدون بهره گیری از آنها بود ، بنابراین اطمینان حاصل کردیم که هیچ چیز در بازی مستقیماً از این داستان ها گرفته نشده است.

به عنوان یک جانباز که با عملیات آزادی پایدار و طلوع جدید در عملیات خارج از کشور شرکت می کرد ، یک رفیق وجود دارد که توضیح آن برای شخصی که هرگز خدمت نکرده است دشوار است. اینها افرادی هستند که می توانند بمیرند ، اینها افرادی هستند که می توانند مرگ شما را تماشا کنند و بقای همه به اعتماد بستگی دارد. این اعتماد در ساخت این روابط از اهمیت بالاتری برخوردار است و این اعتماد چیزی است که رسپاون می خواست در بازی نیز منتقل کند. این چیزهای فراتر از مونولوگ های نمایشی بحران وجودی ، لحظات کوچک هنگام شوخی با غذای چرند در سالن چو یا “جوراب های من کجا رفته” است؟ این لحظات کوچک به همین معناست و همین لحظات کوچک است که نه تنها در بازی ، بلکه در بین ردیف داستان های منعکس شده در این مجموعه مستند منعکس می شود.

جنبه دیگری که رسپاون می خواست مطمئن شود که آنها توجه ویژه ای به آن نشان داده اند ، نحوه به تصویر کشیدن جنگ است. در بازی های جنگی بارها و بارها ، “سمت بد” یا به دلیل استعداد دراماتیک می شود ، یا به یک دلیل دیگر رمانتیک می شود. هیچ جایگزینی غیبی وجود ندارد ، هیچ تلاش عاشقانه ای وجود ندارد. این داستان یک جنگ واقعی با یک دشمن واقعی است و در حالی که این دشمن انسانهای واقعی را در خود جای داده است ، ایده آلی که به عنوان یک پرچمدار عمل می کرد خطرناک ، مضر و شیطانی بود.

این کارگردان با تأکید می گوید: “اگر نازی ها را زینت می دهید ، اگر رایش سوم را زینت می دهید ، کتاب های تاریخ اشتباه را می خوانید.” “بنابراین فقط برای اطمینان از اینکه ما به آن وفادار می مانیم ، این مهم است. برای بازیکنان ، و برای ما ، پذیرفت که این یک بازی است. سپس برای تکیه دادن به چیزی که در یکی از این بازی های WWII انجام نداده ایم ، به برخی اتفاقات بد و ناراحت کننده ای برای شخصیت ها رخ می دهد ، همه اینها بخشی از یک تصویر بزرگتر است. “

بدون افتادن در هر گونه ناصحیح ، موضوع اساسی آن وجود دارد عواقبی خواهد داشت “به همان اندازه که آن رفقا و آن عشق و اتحاد در یک هدف مشترک و مبارزه با شر مشروع ، همان چیزی است که رایش سوم بود ، از این واقعیت دور نمی شود که قرار است قیمت باشد. وجود دارد نیت شما هر چقدر نجیب باشد عواقب آن خواهد بود. بنابراین ، ما دوباره دیوار آتش را بین آنچه دامپزشکان به ما می گفتند و آنچه می آموختیم و حتی کولت برای خدایان ، که یک دختر نوجوان ، عضو مقاومت بود ، نگه داشتیم. هیچ چیز دیگری در داستان کولت وجود ندارد که به آن منتقل شود به جز ترس از گشتاپو و چگونگی بدترین همکاری. فقط ورود این عناصر به داستان بدون اینکه یکی به یک به جزئیات داستان بپردازید ، اما این نوع خطوط را لمس کنید. هدف بود

وی درمورد چگونگی الهام گرفتن از داستان های این پیشکسوتان بازی بدون اینکه یک کپی دقیق باشد ، اضافه می کند: “ما آنها را به موازات هم ساخته ایم.” “این داستان برای ما سوخت بهترین بازی ممکن بود ، زیرا اگر ما فقط آن را در گالری Steam و فروشگاه Oculus قرار دهیم ، ممکن است نشانه های خوبی کسب کنیم. ممکن است یک یا دو مقاله در مورد” اوه بله ، شما می توانید این مستندها را تماشا کنید. مردم احتمالاً به آن به عنوان نوعی چیز آموزشی نگاه می کنند. بنابراین بازی قلاب شماست. منظورم این است که همه چیز این است که از آن لذت ببرید ، اما بازی برای این است که شما را به در بکشاند و شاید باعث شود مقداری همدلی که “اوه ، من می خواهم چیز واقعی را بشنوم”.

این نیز دلیل بزرگی در تصمیم گیری برای VR بود. در VR ، همه چیز کمی واقعی تر است. شما در حال برداشتن اسلحه هستید ، دستانتان را بالا آورده اید تا تسلیم شوید. شما آنجا هستید این یک لایه دیگر از پیچیدگی نه تنها به کار خود بازی ویدیویی ، بلکه به لایه های همدل خود مستند نیز افزود. انسان سازی انسان هایی که از یک دوران وحشتناک جان سالم به در بردند ، زمانی که واقعیت و سنگ بنایی در تاریخ ما بود.

“همه چیز در مورد ایجاد همدلی است. اگر انتهای آن بیرون بیایید ، دانستن بیشتر در مورد جنگ جهانی دوم ، که همیشه یکی از اهداف مخفی ما است ، دانستن بیشتر در مورد آنچه اتفاق افتاده است ، زیرا این هنوز هم در زندگی ما بازتاب دارد ، اما واقعاً داشتن امیدوارم که همدلی واقعی نسبت به فداکاری هایی که این بچه ها انجام داده اند. امروز هر بازیکن متفاوت است ، اما اگر یک بازیکن معمولی 19 تا 24 ساله باشد ، منظور من کلیشه نیست ، اما آنها از مردمی که انجام می دهند می شنوند دیدن چیزهایی که دیگران در سن خود انجام می دهند ، دانستن برخی از وحشتهایی که با آن روبرو شده اند ، دوستی هایی که با یکدیگر دارند و ستون های خشن تاریخ را می بینند ، امیدوارم یک ارتباط قدرتمند باشد. در پایان روز ، این از امید ایجاد همدلی بیشتر ایجاد شده است. “

لحظه خاصی بود که می توانستم برخی داستانهای خودم را با کارگردان در میان بگذارم و از جایی به او بگویم که درک می کند میزان مراقبت از این پروژه به چه معناست. به عنوان یک جانباز که دوستان زیادی را از دست داده است ، به عنوان یک جانباز که در موقعیت هایی بوده است که من در آن بوده ام خیلی مطمئن من قصد داشتم بمیرم ، گم شدن در نمایش های جذاب تر جنگ آسان است. آزارم می دهد؟ نه، نه واقعا. من هر بازی Battlefield را بازی خواهم کرد ، Call of Duty را بازی خواهم کرد. آنها سرگرمی هستند ، این همان چیزی است که هستند. اما این بدان معنا نیست که این نمایش بسیار معنی دار و هدفمند به معنای یک مقدار باورنکردنی نیست. همه چیز در مورد مدال افتخار: بالاتر و فراتر از آن احساس واقعی بود. احساس می شد از مکانی دلسوزی می آید و از جایی صداقت می آید. هیچ وقت احساس ارزان بودن نمی کرد ، هرگز احساس حیله و تزویر نمی کرد ، کوچکترین احساس ساختی هم نداشت.

هنگام صحبت با کارگردان بازی ، به راحتی می شد فهمید که علاقه به همدلی و دانش وجود دارد. این عجله ای برای خرید یا پیش خرید نبود ، این یک بازی هیجان انگیز برای یک هدف مشتری محور نبود. این عشق و احترام و تجربه واقعی انسان بود. Respawn از تجربیات این پیشکسوتان برای فروش یک بازی استفاده نکرد ، آنها از یک بازی برای بیان تجربیات خود استفاده کردند. این ریزه کاری باعث ایجاد تفاوت در جهان می شود و به شما اطمینان می دهد که تاریخ از دست نرود ، اما همچنین با عینک هایی به رنگ گل رز تکرار نمی شود.

Medal of Honor: Above and Beyond اکنون برای HTV Vive ، Valve Index و Oculus Rift در دسترس است. به شرط وجود کابل Link می توانید آن را با Oculus Quest بازی کنید. همچنین می توانید درباره Honor Flight ، گروه باسابقه متمرکز که به تحقق این مستند کمک کرد ، بیشتر بدانید ، درست همین جا.

[ad_2]
#چگونه #مدال #افتخار #بالاتر #فراتر #از #آن #برای #جانبازان #بالاتر #فراتر #می #رود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *