مانند همه داستان های کوتاه عالی ، اولیجا با کارهای کمتری موفق به انجام کارهای بیشتری می شود. شخصیت های آن تقریباً کشیده و بسیار پیکسلی هستند ، اما پیوندهای محکمی ایجاد می کنند که طنین انداز می شوند و مخاطرات واقعی ایجاد می کنند. غارها ، ویرانه ها و گوشه های تاریک جهان حال و هوایی شوم و پیشگیرانه از هر نوبت نفوذ می کند. و عمل ، ترکیبی از نبردهای سریع و پازل سبک ، به طور پیوسته و مداوم راه های جدیدی برای حفظ انگشتان شما پیدا می کند. اولیا دقیقاً به همان اندازه که لازم است زمان می برد تا داستان خود را بیان کند و همه چیز را در کیف حقه های خود به شما نشان دهد.

اولیا فارادی را دنبال می کند ، یک ارباب کشتی شکسته که در یک زنجیره خصمانه جزیره به نام Terraphage گیر افتاده است. ارباب گمشده رو به رو شده با انواع جادوها ، حباب های درخشان تاریک و افرادی که می خواهند او را بکشند ، محکوم به فنا است ، اما او به سرعت سلاحی را پیدا می کند که ثروت خود را بچرخاند: یک هاربان جادویی افسانه ای که می تواند آن را پرتاب کند و یا به محل خود دور کند یا احضار کند. برگشت به او فارادی برای رسیدن به خانه و ، به صورت اختیاری ، برای نجات خدمه خود ، در جزایر Terraphage کاوش می کند ، یک شر پنهان را شکست می دهد ، یک ملکه را نجات می دهد – می دانید ، چیزهای قهرمان.

اگرچه این موضوع در تلاش اساسی یک قهرمان کلیشه ای در ضروری ترین سطح خلاصه می شود ، اما اولیا به دلیل نمایش اندک ، بسیاری از روایت ها را تحریک می کند. فارادی دارای همسایگان و آشنایان تکراری است که در سفر با آنها ملاقات می کند ، از جمله یک کشتی فراری که او را از جزیره ای به جزیره دیگر می رساند و ملوانان کشتی Oaktide ، یک شهر مسکونی شناور. در حالی که فارادی ساکت است ، همراهانش با او صحبت می کنند و شما می توانید پیوندی را که بین آنها شکل می گیرد ، درک کنید. لحن گفتاری آنها نرم می شود و با ادغام فارادی در زندگی آنها ، بیشتر آشنا می شوند. این ارتباطات سفر فارادی را با یک ارتباط انسانی که فراتر از این طرح طنین انداز است ، لنگر می اندازد و به شما دلیلی می دهد که همه چیز را مرور کنید.

هیچ عنوان ارائه نشده است

این جزئیات با تکمیل هر سطح ، به تدریج انجام می شوند و طرح و جهان را با هر مرحله پیش می برید. مانند خود فارادی ، داستان با همان سرعت شما پیش می رود ، بدون تزریق خرابی غیر ضروری. همانطور که افسانه فارادی رشد می کند ، اوکتید از یک قایق خراب به یک دهکده پر رونق با تعداد بیشتری از اهالی روستا که حرف های بیشتری برای گفتن دارند ، می رود. Olija در جزئیات کمی که دارد بسیار اهمیت دارد. از نحوه لباس ملوانان اوکتیید گرفته تا نحوه تغییر صدای صدای کشتی گیر ، با گذشت زمان تغییر می کند و این حس را ایجاد می کند که این جهان و مردمش ماده دارند ، زیرا آنها قادر به رشد هستند.

بسیاری از این موارد ناشی از سبک بصری بسیار دقیق اولیجا است. گرچه یادآور بازی های اولیه رایانه های شخصی در یک نگاه است – به ویژه ، این شخصیت ها فقط دارای ویژگی های صورت در برش هستند – هر شخصیت و محیطی دارای جزئیات غنی است ، از اسکلت های آویز ملوانان غرق شده و قفس های چوبی کثیف گرفته تا معماری تزئین شده و قفسه های پر از کتاب های قدیمی در درجات مختلف خرابی به همین ترتیب ، انیمیشن بازی تفاوت زیبایی دارد و جهان را زنده می کند. شبح مردی که قوز می کند و گریه می کند ، وقتی می بینید که شانه هایش چگونه می لرزند ، پرتره ای دلسوز می شود. و البته ، این انیمیشن تضمین می کند که هر زمان که تارپاد فارادی از دست او خارج می شود ، جنگ به نظر می رسد و احساس آرامش می کند.

فارادی قهرمان داستان است ، اما هارپون واقعاً ستاره بازی است. این یک سلاح غوغا و مسافت طولانی است که به شما جنبش گسترده و قدرت جنگی می بخشد. در یک مبارزه ، می توانید به سرعت یک حمله را به سمت یک دشمن خرد کنید ، سپس نیزه را به سمت دشمن بعدی پرتاب کنید ، با آنها از راه دور حمل کنید و آنها را ناک اوت کنید. پرتاب نیزه از طریق اتاق به فضای باز به شما اجازه طفره رفتن را می دهد و از خسته شدن جلوگیری می کنید.

نبرد همانطور که می خواهید دقیق است. زیپ زدن با دشمن توسط دشمن به دشمن دقیق و سریع است. شما همچنین یک سری سلاح های ثانویه از جمله شمشیر و تیرآهن پیدا می کنید که به شما مجموعه وسیعی از گزینه های حمله قدرتمندتر را می دهد. اگر بسیار باهوش و دقیق باشید ، از همان اوایل می توانید اتاقی پر از دشمن را پاک کنید بدون اینکه لمس شوید. همانطور که گفته شد ، شما بیش از سلامتی و قدرت شلیک دارید که می توانید راه خود را در بیشتر برخوردهای استاندارد قرار دهید. دشمنان شما هنگام نزدیک شدن به شما استراتژی زیادی ندارند و به راحتی با یک دسته کوچک موسیقی جاز پرواز می شوند.

چند برخورد رئیس وجود دارد که مهارت های حمل و نقل و حمل و نقل شما را تحت فشار قرار می دهد ، که نشان می دهد مکانیک های هارپون می توانند تجربه ای سخت گیرانه (و راضی کننده) را پشتیبانی کنند. یک سیاه چال برخورد رئیس را برای سکانسی معاملات می کند که در آن انبوهی از مردان شما را از غار بدرقه می کنند و شما را مجبور می کنند تا هنگام محافظت از خود با خلاقیت از هارپون خود برای جلوگیری از آنها استفاده کنید. یک مبارزه دیگر ، دوئل علیه شخصی با توانایی های مشابه ، شما را مجبور می کند که روی پاهایتان فکر کنید و از مهارت های کامل خود به مراتب کارآمدتر از هر برخورد دیگری استفاده کنید. اگرچه ضربه زدن به دشمنان به خودی خود راضی کننده است ، اما این لحظات بسیار چالش برانگیز جذاب ترین و اصلی ترین بازی هستند – اگرچه آنها همچنین مرا ترک کردند که آرزو می کنم این بازی بیشتر اوقات من (و خودش) را به حداکثر فشار برساند.

هیچ عنوان ارائه نشده است

هارپون به عنوان محور بسیاری از معماهای اولیا مضاعف است. Terraphage به مناطق گسسته و قابل اکتشافی تقسیم شده است که به سیاه چالهای خطی تر نفوذ می کنند. هر دو نوع این منطقه مملو از پازل های ناوبری است ، که از پرتاب کردن تارپون خارج از صفحه برای گرفتن یک لکه قابل انعطاف و یافتن یک کلکسیون پنهان تا پازل های پیچیده تر که به شما نیاز دارد تا از طریق درهای زمان دار مسابقه دهید ، ماشین آلات را با انتقال برق تقویت کنید. از طریق زوبین ، و پرتاب چندین نیزه به سرعت و با دقت انجام دهید تا از شکاف های طولانی عبور کنید. مانند مبارزات ، این پازل ها مغز شما را گره نخواهند زد: کمی آزمایش و خطا شما را در هر مکانی ، اجباری یا اختیاری رهنمون می کند. هنوز هم ، اولیا مکانیک ها و برنامه های جدیدی را دقیقاً تا آخرین سکانس رئیس خود برای آنها معرفی می کند. اگرچه هرگز به طور کامل آزمایش نشده است ، اما از ابتدا تا انتها مغز شما همچنان مورد تحریک قرار می گیرد. و گول زدن با زوبین ، هر دور زدن لحظه ای را به یک مسیر با مانع کوچک تبدیل می کند و دنیا را به یک زمین بازی تبدیل می کند.

به راستی ، بهترین دارایی اولیجا اختصار آن است. داستان آن بی وقفه گام برمی دارد. مکانیک های آن هرگز در اثر استفاده بیش از حد فرسوده نمی شوند. از ابتدا تا انتها ، روشهای جدیدی پیدا می کند تا به آرامی شما را به استفاده از زوبین به طرق مختلف کمک کند ، تا زمانی که قطعه خود را بگویید. من گرفته شدم که چقدر از نظر احساسی طنین انداز و از نظر مکانیکی خوشایند است در چنین مدت کوتاهی. سلیس و راضی کننده ترکیبی نادر است و اولیجا را به یک درمان نادر تبدیل می کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *