ماه ها پیش ، کپکام اعلام کرد آخرین نسخه به روزرسانی محتوای Monster Hunter World: Iceborne با برنامه هایی برای معرفی مجدد دائمی همه فعالیت های رویدادها و چرخش جشنواره های خاص هاب هر دو هفته. این بروزرسانی با عنوان 15.10 امروز پیش از انتشار Monster Hunter Rise در سال 2021 کاهش یافت. بنابراین ، در حالی که همه در حال آماده سازی برای پاک کردن حالت های زمان محدودی هستند که ممکن است در طول سال ها از دست داده باشند ، من در عنصر خود خواهم بود: Alone؛ در میان جنگلهای خش خش ، انعکاس دره ها و چمنزارهای یخ زده دنیای جدید.


Monster Hunter: World یک هدیه غیر منتظره از بهترین دوست من بود. تا زمانی که من به یاد می آوردم او در نقش اکشن معروف RPG / RPG کپکام بازی می کرد. من به ویژه تحت تأثیر توضیحات وی در مورد حلقه قدیمی گیم پلی این مجموعه قرار نگرفتم. حتی در این صورت ، من نیمی از Monster Hunter: World day start را با سازنده شخصیت خود خراب کردم. به زودی ، آواتار من “Spider Face” متولد شد ، و ما صدها ساعت را صرف انجام تحقیقات میدانی و در نهایت ، از بین بردن جانوران قدرتمند بازی کردیم. اگر من بهترین سازه های کمان را جمع نمی کردم و یا مجموعه های زره ​​ای افسانه ای را نمی ساختم ، به احتمال زیاد در زیر بلورهای آویزان فرورفتگی سالخورده مراقبه می کردم یا از چمنزارهای گل در Wildspire Waste دوومیدانی می کردم.

می بینید ، Monster Hunter: World بازی ای بود که من به شدت به آن در سال 2018 احتیاج داشتم. افسردگی پس از درجه گرایش و طولانی مدت بیکاری اعتماد به نفس و خوش بینی من را خرد کرد. بیشتر روزها ، من نمی توانستم انرژی لازم برای برخاستن از رختخواب ، غذا خوردن یا صحبت با کسی را پیدا کنم. اعضای خانواده درمان را پیشنهاد کردند و حمایت عاطفی ارائه دادند. هنوز هم خودم را متقاعد کرده بودم که همه چیز خوب است. من تازه یک مرحله موقت را پشت سر می گذاشتم. مطمئن بودم که ، یک روز ، با یک ایمیل یا تماس تلفنی معجزه آسای برخی از استودیوی بازی سازی یا انتشارات برجسته از خواب بیدار می شوم ، نفس خود را بیرون می دهم و احساس می کنم دوباره ارزش دارم. البته این هرگز اتفاق نیفتاد زیرا من بیش از حد شکست خورده بودم و نمی توانم در هر جایی درخواست بدهم. در نهایت ، من تصمیم گرفتم که جستجوی کار ارزش دردسر را ندارد زیرا من به اندازه کافی خوب نیستم. در طول ساعات بیداری هر روز ، این افکار تاریک من را آزار می داد و بنابراین خواب به یک حلقه نجات تبدیل می شد.


هیچ چیز کاملاً شبیه آماده شدن برای نبردی مهم در Monster Hunter: World نیست. شما وسایل را به مهارت هایی مجهز می کنید که مکمل سبک بازی خاص شما ، مواد پرتابی و مواد مصرفی شما از مواد جمع آوری شده باشد و سپس مانند هر شکارچی باهوشی ، یک وعده غذاخوری را در غذاخوری بگیرید تا افراد علاقه مند به وضعیت و امتیازات بازی را تغییر دهید. علی رغم اینکه کماندار هستم ، من دوست داشتم Spider Face را در خط مقدم قرار دهم تا بتوانیم اتهام را بر عهده بگیریم و از نزدیک آسیب های ویران کننده ای را متحمل شویم. خوشبختانه ، در میان بیوم های مختلف دنیای جدید ، ترس ها و خودباوری هایی که در ذهن من پیچیده بود وجود نداشت. من بیش از حد مشغول جلب توجه معتدل کوشالا داورا بودم تا گروه من بتواند التیام یابد و بمب یا تله بگذارد. هر زمان که می گذاشتم آن پیکان آخر پرواز کند و تماشای سقوط هر جانوری – احتمالاً در اواسط پرش – را با حرکت آهسته به زمین بیندازم ، احساس می کردم که چنین کاری کامل شده ام. فقط برای چند ثانیه ، صفحه برنده شدن در یک بازی ویدیویی برای من معنی داشت.

یک سال (و 600 ساعت در بازی) بعد ، من یک شکارچی سطح بالا بودم که طناب ها را به تازه واردان نشان می دادم. من همچنین محتوای بازی آخر Monster Hunter: World را با آسیاب کردن هر اژدهای پیر معتدل برای کمان و دنده بهتر خسته کردم. مهمتر از همه ، من آزادانه با دوستان صحبت می کردم و از آنها حرف می زدم. زندگی خوب بود. جایی در میان نشخوارهای ثابت هندلر ، حملات هوایی گمراه کننده Bazelgeuse و هیاهوی پیروزی هر مأموریت ، دلایل کمی برای خوشحال بودن دوباره یافتم. تسلط بر کلاس کمان ، پیمایش آسان در هر محیط هزارتوی و آماده سازی دقیق برای برخوردهای هیولا ، موازی با ماموریت من برای غلبه بر افسردگی و کارآمدی است. حتی وقتی دیگر برای احساس شجاعت یا مهم بودن به Monster Hunter: World احتیاج نداشتم ، تأثیر عاطفی آن را با خود به نمایشگاه ها و مصاحبه ها رساندم.

زمانی که Iceborne در سه ماهه آخر سال 2019 شروع به کار کرد ، دوره شکار هیولا به عنوان Spider Face ، تیرانداز جنگ زده ، دیگر به پایان رسیده بود. با این وجود ، من در حال گسترش هستم تا مکانهای جدید آن را ببینم و هیولاهای خطرناک آن را لگدمال کنم. مسافرت به مرکز تجمع و تماشای دهها شکارچی – آماتور و کهنه سرباز – که با هم در تلاشها بودند ، لبخند را به لب من آورد. خوب بود که بدانیم رویدادهای بزرگ به کرات تکرار می شوند ، و یک fanbase اختصاصی هنوز هم وجود دارد.


Monster Hunter: World تحمل خواهد کرد ، اما نسخه 15.10 یک یادآوری غم انگیز است که این پایان محتوای پس از راه اندازی است. Monster Hunter Rise درست در گوشه ای قرار دارد و مانند همیشه فریبنده است. همانطور که با Monster Hunter: UI جهان دوباره آشنا می شوم و سعی می کنم از به روزرسانی های قدیمی با هیولاها مبارزه کنم ، نمی توانم احساس کنم که یک خداحافظی تلخ و شیرین مرتب است. بله ، سرورهای آنلاین همچنان در دسترس خواهند بود. و کیرین ، اژدهای بزرگ من ، برای همیشه در صخره های کوه های مرجانی سرگردان خواهد ماند ، منتظر من یک تیر را بزنم و ضربه بزنم ، اما همه چیز متفاوت است. من متفاوتم. البته ، بعضی اوقات احساس کم فروشی می کنم ، نسبت به خودم و جایگاهم در دنیا مطمئن نیستم ، اما من یاد گرفته ام که چگونه به عقب برگردم – و تجربیاتم در دنیای جدید نقشی در آن داشته است.

من می خواهم خداحافظی با Monster Hunter: World را انتخاب کنم زیرا احساس می شود زمان مناسب است. با پشتکار و بسیاری از آرزوها ، من در مدرسه ر dreamیایم تحصیل می کنم در حالی که در مورد بازی هایی می نویسم که من را به شخصی تبدیل کرده است که امروز هستم. مطمئناً ، نیازی نیست که Spider Face باشم تا احساس قدرت کنم ، اما شاید هر از گاهی ورود به سیستم – به خاطر دلتنگی – نمی تواند صدمه ای بیندازد.




#خداحافظی #من #با #شکارچی #هیولا #جهان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *