یک استدلال قوی وجود دارد که Grand Theft Auto III، Vice City و San Andreas سه بازی تاثیرگذار قرن بیست و یکم هستند. می‌توانید DNA آن‌ها را ببینید که تقریباً در تمام عناوین جهان باز که از آن زمان ساخته شده است شناور است و تقریباً هر کسی که کات سین‌های درون موتوری می‌سازد، بدهی به Rockstar دارد که در اوایل به طور کامل به هالیوود می‌رود. یک نسل کامل وجود دارد که تنها قرار گرفتن در معرض ژانرهای مختلف موسیقی از موسیقی متن این سه بازی است. به طور طبیعی، بخش هایی از آنها بهتر از سایرین پیر شده اند، اما در شرایط اوایل تا اواسط دهه 2000، این بازی ها زمینه جدی را شکستند.

البته، همه اینها حقایقی است که در این نقطه مشخص شده است. اما ارزش این را دارد که یک بار دیگر همه آن نوشته‌شده را ببینید، بنابراین کاملاً واضح است که چقدر گیج‌کننده است که Rockstar به GTA III، Vice City و San Andreas اجازه می‌دهد به همان اندازه که در این نسخه‌های به اصطلاح Definitive Edition بوده‌اند، کاملاً مخدوش شوند. به نوعی، استودیویی که در مورد حصول اطمینان از اینکه مدفوع خارج شده از انتهای اسب به همان اندازه با محبت چهره مریض و گریزل یک گاوچران نمایش داده می شود، بسیار دقیق بود، ریمستری را با نام خود تأیید کرده است که نمادین ترین بازی های خود را به ظروف اپ استور تبدیل می کند.

این هذل گویی هم نیست. با اجرای تقریباً تمام نسخه‌های اصلی این بازی‌ها به شکلی در طول سال‌ها، واضح است که این ریمسترها بر روی استخوان‌های پورت‌های موبایلی که قبلاً تغییر شکل داده‌اند هر بازی ساخته شده‌اند. به همان اندازه که ضعیف بودند، چیزهای خاصی وجود داشت که می توانید فقط به دلیل ماهیت پلت فرم آن را ببخشید. اشکالات شایع، انیمیشن‌های کم‌رنگ، بی‌ثباتی نرخ فریم؟ اینها قیمت هایی است که برای حمل و نقل می پردازید. این بهانه ها با وجود نسخه های قطعی که تمام اسب بخار کنسول های نسل فعلی و رایانه های شخصی را برای استفاده دارند، محو می شوند. اکنون تمام مشکلات پورت های موبایل تا وضوح 4K منفجر شده است. اکنون، غفلت کمتر شبیه یک اشکال و بیشتر شبیه یک ویژگی است.

شایان ذکر است که هر سه بازی دارای چند بهبود کیفیت زندگی هستند. زمان بارگذاری تقریباً تمام شده است و GTA III بالاخره یک نقشه در مقیاس بزرگ در منوها دارد. هر سه بازی نه تنها ذخیره خودکار دارند، بلکه دارای نقاط بازرسی هستند که به شما این امکان را می دهند تا بدون سفر به بیمارستان، ماموریت های ناموفق را دوباره امتحان کنید. چرخ اسلحه GTA V به هر سه بازی به همراه طرح کنترل آن پیوند زده شده است که احتمالاً بزرگترین نعمت در اینجاست. نسخه‌های اصلی PS2/Xbox این بازی‌ها وقتی صحبت از استانداردهای فعلی به میان می‌آید، همگی بسیار سخت‌گیرانه هستند، و حتی پورت‌های عالی PC اصلی، بدون توجه به اینکه چند بار سرهم‌بندی می‌کنید، مشکلی در نقشه‌برداری کنترلر داشتند. بالا بردن بازی‌ها با استانداردهای مدرن، پریدن و رفتن به محل کار را بسیار آسان‌تر می‌کند. قطعی یا نه، اگر این نسخه‌ها به سادگی این اصلاحات کوچک و وضوح 4K را نشان می‌دادند، باز هم به‌عنوان قدیمی، اما قابل‌توجه و تا حد زیادی به تجربه اصلی وفادار بودند. متاسفانه اینطور نیست.

مانند بسیاری از ریمسترها، Rockstar – از طریق توسعه دهنده Grove Street Games – تصاویر را با استفاده از ابزارهای مدرن تجارت به روز کرده است. روی کاغذ، Rockstar همه چیز را درست انجام داد. وضوح به 4K افزایش یافته است، jaggies صاف شده است، شخصیت ها و NPC ها مدل های جدید یا به روز شده صورت داده شده اند، یک سیستم نورپردازی پویا اضافه شده است، شاخ و برگ ها به طور کامل بازسازی شده اند، بازتاب های بهتری ارائه شده است. اینها همه مثبت هستند – روی کاغذ. اما در اجرا، اساساً جراحی پلاستیک با اره برقی است. تمام این پیشرفت‌ها به قیمت تخریب خلق و خوی اصلی یا انسانیت این شخصیت‌ها یا شخصیت شهرهای عظیمی که در آنها زندگی می‌کنند، روی این بازی‌ها ریخته شده است. این ریمسترها یک دوره تصادفی در اهمیت کارگردانی هنری هستند.

بزرگترین آسیبی که به این سه گانه می شود مربوط به چهره شخصیت هاست. انصافاً، هیچ یک از نسخه‌های قبلی بازی دقیقاً The Last of Us نبودند، اما حتی در PS2 هم چهره‌هایی با شخصیت بودند. می‌توانید اصل تامی ورسیتی را به‌عنوان یک متهم سابق میان‌سال که به‌عنوان یک فکر بعدی به Vice City فرستاده شده است، دریافت کنید و هر چه مدت زمان بیشتری را در آنجا سپری کند، ناامیدی رو به افزایش در چهره او ظاهر می‌شود. این چهره ای با سایه ساعت پنج و ابروهای بسیار New Yawk است که برای اجرای صدای هنوز باورنکردنی ری لیوتا مناسب است. Tommy Vercetti از نسخه Definitive Edition یک کارتون با چشمان شیشه‌ای است، چهره‌ای بی‌تفاوت با یک شخصیت پومپادور – یک شخصیت بی‌نقص Fortnite. همین امر بیشتر در مورد کلود جدید، وهم انگیز و جنینی GTA III صدق می کند. CJ در سن آندریاس بهترین عملکرد را دارد، اما با بدن اولیه ای که شبیه مرد باریک است، به طور میانگین به دست می آید. این در مورد بقیه NPCها نیز صدق می کند، از کاریکاتورهای کارتونی صبح شنبه مانند افسر تن پنی و رایدر – جایی که ایزی ای در قبرش غلت می زند – تا وحشت های بی خاصیت و بی شکلی مانند دود بزرگ و کندل که اکنون به طرز مشمئزکننده ای منفجر کننده است. به نوعی، اینها شخصیت هایی هستند که قرار است ساعت ها داستان را تحمل کنند، و تنها نعمت نجات دهنده آنها این است که سیستم نورپردازی به قدری تصادفی اجرا شده است، آنقدر برای احساس سینمایی بازی های اصلی فاجعه آمیز است، که حتی خورشید در ظهر می تواند. کاراکترهای سیاه را به اندازه کافی روشن کنید تا چهره آنها به وضوح دیده شود.

بسیاری از پیشرفت‌های محیطی از همان اخلاقیات ویژگی‌های پیاده‌سازی شده پیروی می‌کنند، اما نه با تفکر. بخش‌های پراکنده‌ای از هر بازی وجود دارد که به طور معقول قابل‌توجهی است – داخل عمارت دیاز، دفتر کن روزنبرگ، بدفورد پوینت در GTA III و جنگل‌های سن آندریاس، برای نام بردن از چند مورد – اما با اسب‌بخار گرافیکی اضافی. در اختیار بازی، جلوه های بصری جدید در تداعی کننده بودن شکست می خورد. همه چیز هنوز شبیه چند ضلعی های پهن و مسطح است که دارایی های با وضوح بالاتر روی آنها پوشانده شده است. این نسخه های قطعی در واقع چیزهایی را در مقایسه با نسخه های قبلی از دست داده اند. پورت‌های Xbox اصلی کار زنده کردن دست‌ها را انجام دادند تا همه به نظر نرسند که دونات‌های غول‌پیکر غیرقابل حرکت در دست دارند. درگاه‌های PC قدیمی به بازیکنان استریوی شخصی خود را می‌دادند تا آهنگ‌های خود را از طریق رادیو درون بازی پخش کنند. پورت های اصلی نیز دارای حالت های Rampage Co-op بودند. هیچ‌کدام از اینها همراه با حدود 40 آهنگ از ایستگاه‌های رادیویی موفق به پرش نشدند و همه اینها در اینجا مورد استقبال قرار می‌گرفتند. سپس «پیشرفت‌هایی» وجود دارد که بازی‌ها را بدتر می‌کنند. تقریباً هر متنی که به رابط کاربری مرتبط نباشد (مثلاً بیلبوردها، ویترین فروشگاه ها، تابلوهای خیابان) به نظر می رسد که توسط هوش مصنوعی و بدون ورودی انسانی ارائه شده است. نتیجه این است که هر متن سبک شده از نسخه‌های اصلی این بازی‌ها نه تنها دارای شانس زیادی برای اشتباهات املایی یا جهت‌گیری تصادفی، حواس‌پرتی، بلکه فونت‌های کاملاً متفاوت و خنده‌دار بسیار ساده‌شده است. مورد مورد علاقه من در مورد دروازه منتهی به محله چینی ها در GTA III است که به صورت خط شکسته تار اما آشکارا در PS2 نمایش داده می شود، اما هوش مصنوعی که مسئول تفسیر مجدد چشم انداز است به عنوان Comic Sans با حروف کوچک باز می گردد.

باران، به ویژه، با هیچ نوع ظرافت یا پیشرفت طبیعی، یا کدورت ارائه نمی شود. همچنین به صورت تصادفی روشن و خاموش می‌شود، و در چنین تورنت‌های کوبنده‌ای پایین می‌آید و در واقع بازی‌ها را تا زمانی که متوقف نمی‌شود، غیرقابل پخش می‌کند. در همین حال، در سمت دیگر، مه و مه که رانندگی در سان آندریاس در شب را به چنین تجربه ای خزنده و خنک تبدیل کرده بود، کاملاً از بین رفته است.

شرحی ارائه نشده است

گالری

این بازی با باگ‌های خوب قدیمی پر شده است. برخی از اینها، انصافاً، در بازی‌های اصلی وجود داشتند – لحظاتی از فیزیک وسایل نقلیه حواس‌پرتی، شخصیت‌هایی که می‌توانستند از دیوارها عبور کنند یا روی اشیاء تصادفی گیر می‌کردند – اگرچه نمی‌توان فکر کرد که چرا این فرصت فراهم نشده است. اگر هدف شما “قطعی” است، آنها را اصلاح کنید. با این حال، برخی از باگ‌ها انحصاری‌های کاملاً جدید این نسخه‌ها هستند، مانند ماشین‌های در حال ناپدید شدن، بخش‌های خالی/ناتمام نقشه‌ها، پلیس‌هایی که به ماشین‌هایشان برخورد نمی‌کنند، و مینی‌گیمی‌هایی که به لطف این واقعیت که بازی‌ها بر روی نسخه‌های موبایلی ساده‌شده و متکی به صفحه لمسی ساخته شده‌اند. آیا این نسخه‌های قطعی غیرقابل بازی هستند؟ مگر اینکه باران ببارد، نه. هر سه بازی هنوز شایستگی های خود را دارند. حتی GTA III که با گذشت زمان به طور فزاینده ای مانند یک یادگار به نظر می رسد، بیشتر به یک حلقه گمشده جالب بین هرج و مرج از بالا به پایین بازی های اصلی و درام های جنایی غیراخلاقی گسترده ای تبدیل شده است. Vice City هنوز هم ازدواج کامل Miami Vice و Scarface است، و لازم نیست خیلی بیشتر از بازی Scarface واقعی نگاه کنیم تا ببینیم چقدر سخت است که این عناصر با هم کار کنند. San Andreas هنوز هم بهترین بازی این مجموعه است، مسلماً بهترین بازی در این سری. حتی با وجود اینکه کنترل شما بر رشد فیزیکی شخصیت آنها و میزان هرج و مرج انفجاری که می توانید به آن دست پیدا کنید بالا می برد، این یکی از معدود بازی هایی است که نه تنها زندگی سیاه پوستان را حتی در این سکانس های وسیع به تصویر می کشد، بلکه در نهایت قهرمان خود را در قلمروی ناشناخته قرار می دهد که برای افراد فقیر بیش از حد ژولیده است و نمی تواند با افراد ثروتمند بچرخد. زن ستیزی و همجنس‌جنس‌هراسی گاه به گاه که در سرتاسر آن وجود دارد، که در اینجا بدون تغییر باقی می‌مانند، احتمالاً بیش از گیم‌پلی به این بازی‌ها مربوط شده است.

سوال مهمتر این است که آیا این نسخه های قطعی راه ایده آلی برای تجربه سه گانه هستند یا خیر، و این یک “هل نه” است. مهم نیست که لیست ویژگی های تحسین شده چگونه به نظر می رسد، تصمیمات خلاقانه کمی برای این پورت ها اجرا شده است که خود را نسبت به سایر نسخه های منتشر شده در طول سال ها برتری می دهند. سخت است که در مورد بازی هایی که این سه گانه الهام گرفته است فکر نکنید – مواردی مانند Mafia، Saints Row، Yakuza، Sleeping Dogs – و اینکه هر یک از این سری ها چقدر خوب حفظ و به روز شده اند. این واقعیت که پدرخوانده حماسه‌های جنایی جهان باز به‌طور کامل از این نظر رد شده است، به اندازه‌ای خشمگین است که طرفداران را به غوغا بکشاند. خوشبختانه بیرون باران می بارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *